أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
37
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
تمام جزئيات و رگها « 104 » را يكبيك « 105 » و جداجدا و ميداند « 106 » آنچه واقع مىشود در وى و تميز مىكند « 107 » ميان آنچه « 108 » وصل است و آنچه فصل است و حق تعالى قادر است بر متعلق گردانيدن روح بجزء اصلى « 109 » آن در حال انفراد چنان كه « 110 » متعلق ميگرداند در حال اجتماع و نزد حق بنا كردن اولى شرط نيست زندگانى را پس اين سخن مستبعد نباشد كه روح شخصى « 111 » واحد در زمانى « 112 » واحد متعلق گرداند از اين اجزاء متفرقه جداجدا در مشارق و مغارب زيرا كه متعلق بحلول است تا « 113 » حلول منع وى كند و احدى « 114 » از اين جزءها در حلول جزئى ديگر و اين « 115 » رد سخن است كه صاحب مشكوة در عبارت شرح طيبى عيان نموده است و طيبى در « 116 » شرح آورده . « * » الحديث : بخارى از ابى طلحه روايت مىكند بدرستى كه خاتم انبيا عليه التحية و الثناء حكم فرمود در روز بدر به بيست و چهار مرد از سرداران قريش تا بينداختند در جائى كه بغايت پليد و گنده بود بعد از آن حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم اقامت فرمود در آن زمين سه شب پس چون روز ثالث از بدر بود « 117 » فرمود تا راحله وى سخت « 118 » كردند و روان شد و ياران متابعت وى ميكردند و ميرفتند و ميگفتند ما نمىبينيم و ميرويم مگر بعضى حاجت خويش تا اقامت كرد در شفت ركى « 119 » كه وادئى است پس بر سر چاه آن بانك ميكرد « 120 » ايشان را و نام پدر ايشان ميبرد كه اى فلان ابن فلان شما را ميسر است كه متابعت امر خدا و رسول او كنيد ما يافتيم بدرستى و راستى كه
--> ( 104 ) - مد : و ميداند تمام جزئها و تارها و رگها . ( 105 ) - مد : و رگها يكيك . ( 106 ) - مد : و ميداند جاى يكيك . ( 107 ) - جها : ميدهد . ( 108 ) - جها : آنچه را كه . ( 109 ) - جها : اصل و . ( 110 ) - مد : چنانچه . ( 111 ) - جها : شخص . ( 112 ) - جها : زمان . ( 113 ) - جها : از اين اجزاء يا حلول منع كند . ( 114 ) - جها : ويرا . ( 115 ) - جها : ديگران . ( 116 ) - جها : عيان نموده در . * عبارات به كلى آشفته است . ( 117 ) - جها : پس چون روز بدر ثالث شد . ( 118 ) - مد : او سخت . ( 119 ) - جها : شعيب زكى . ( 120 ) - جها : ميفرمود .